| FXDIC.com کامل ترين لغتنامه فارکس به زبان فارسی | ||
|
Home A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z |
T: T-Bill: اسناد خزانه Take Profit Order: حدسود-دستوری از طرف معامله گر برای پايان دادن به معامله در نرخی معين به منظور کسب سود .برای مثال اگر شمايک معامله خريدجفت ارزی داريد و پيش بينی می کنيد که قيمت تا ميزان مشخصی بالا خواهد رفت ولی مطمئن نيستيد که پس از آن قيمت باز صعود خواهد کرد يا خير و احتمال کاهش قيمت را در آن نقطه می دهيد با صدور دستور بستن معامله در آن نرخ،سود خود رابر اساس پيش بينی خود تضمين می کنيد و جلوی ضرر احتمالی را می گيريد.با صدور اين دستور معامله خود بخود در حد تعيين شده بسته می شود. Takeover: بدست آوردن مالکيت يک شرکت يادردست گرفتن کنترل و اداره آن از طريق خريد 51 درصداز سهام رأی دار آن پيشتهاد علنی خريد-وقتی شرکتی بخواهد با خريد 51 درصداز سهام رأی دار يک شرکت ديگر،که معمولآشرکت کوچکتری است،کنترل شرکت مزبور را دردست بگيرد TD: بانک تورنتو دومينون-يکي از پنج بانک بزرگ کانادا که از لحاظ دارايي و تبديل به سرمايه بازار دومين بانک بزرگ کاناداست و شعبه مرکزيش در تورنتو است TD Securities: بانک تی دی سکيوريتيز-از شعب بانک تورنتو دومينيون کانادا Technical Analysis: تحليل تکنيکال-تلاش براي پيش بيني قيمت ها از طريق تحليل اطلاعات بازار ، اطلاعاتي از قبيل سابقه روند قيمت ها،ميانگين ها،حجم معاملات،بهره اوليه و غيره Technical Correction: اصلاح تکنيکی تعديل قيمتی که بر اساس فاکتور های تکنيکال مانند حجم معامله و نمودارها صورت می گيرد نه بر اساس صعودی يا نزولی بودن بازار Terms of Trade: رابطه مبادله-نسبت ميان شاخص قيمت هاي صادرات به شاخص قيمت هاي واردات Terms of Trade Index - New Zealand: رابطه مبادله-نسبت ميان شاخص قيمتهای صادرات به شاخص قيمت های واردات.رقم بالای اين مقدار نشان دهنده اين است که ارزش صادرات نيوزلند بيش از واردات آن است و اقتصاد وضعيت خوبی دارد وبرعکس Tertiary Industry Index - Japan: شاخص توليد بخش خدمات ژاپن Theta: تت-نسبتی است که ارتباط ميان قيمت آپشن و تاريخ انقضاء آن را نشان می دهد.هرچه فاصله زمانی تا انقضاء قرارداد آپشن بيشتر باشد،تاثير زمان بر قيمت کمتر است Thin Market: بازاری که میزان خرید و فروش و نقدینگی در آن کم و فاصله میان هزینه برای خرید وفروش زیاد است Think Tank: ثينک تنک واژه ای که معنای لغوی آن مخزن انديشه می باشد و به موسسه يا سازمانی تحقيقاتی گفته می شود که تخصصش حل مسايل پيچيده يا پيش بينی پيشرفتهای آينده در زمينه های سياسی،نظامی يا اجتماعی است و به همين منظور به استخدام ارگانهای ذيربط در می آيد TIBOR: Tokyo Inter-bank Offered Rate نرخ بهره بين بانکی توکيو TIC-Treasury International Capital: سرمايه بين المللی خزانه داری امريکا مجموعه داده های خزانه داری که جريان ورود و خروج سرمايه های مالی به ايالات متحده امريکا را مشخص می کند.اين سرمايه ها شامل اوراق بهادار خزانه داری واوراق قرضه و سهام شرکت های بزرگ می باشد Tick: حداقل تغيير قيمت ممکنه،چه افزايش و چه کاهش TIFFE: tokyo International Financial Futures Exchange بورس بين المللی معاملات آتی مالی توکيو Tight Money: مضيقه پولی=گاهی اوقات سياست پولی کشور تصميم ميگيرد با افزايش نرخ بهره عرضه اعتبار را محدود کند.در اين مواقع کمبود اعتبار يا مضيقه پولی ايجاد می شود پول گران=پول دارای نرخ بهره بالا که قرض کردن آن گران تمام می شود Time Deposit: حساب پس انداز مدت دار-حساب پس اندازی که نزد يک مؤسسه مالی که معمولآ بانک ها هستند برای مدت مشخصی نگهداری می شودو قبل از آن صاحب حساب حق برداشت ندارد يا حساب پس اندازی که صاحب آن فقط با درخواست رسمی قبلی می تواند از آن برداشت کند.به اين نوع سپرده گذاری بهره تعلق می گيرد timing the market: معامله بر اساس تشخيص روند بازار-کوشش برای پيش بينی روند بازار و سرمايه گذاری براساس پيش بينی های مذکور. اين پيش بينی ها معمولآ از طريق بررسی حجم معاملات، شاخص های اقتصادی و آخرين قيمت هاصورت می گيرد Today/Tomorrow: خرید یک ارز برای فروش آن در یک روز مشخص و یا برعکس Tom next - Tomorrow Next: عقد همزمان دو قرارداد ارزی،يکی قرارداد خريد ارز برای تحويل در روز بعد و ديگری قرارداد فروش همان ارزدر روز پس از تحويل Tomorrow Next - Tom/Next: خرید و فروش همزمان یک جفت ارزی برای تحويل در روز بعد TP: حدسود-دستوری از طرف معامله گر برای پايان دادن به معامله در نرخی معين به منظور کسب سود .برای مثال اگر شمايک معامله خريدجفت ارزی داريد و پيش بينی می کنيد که قيمت تا ميزان مشخصی بالا خواهد رفت ولی مطمئن نيستيد که پس از آن قيمت باز صعود خواهد کرد يا خير و احتمال کاهش قيمت را در آن نقطه می دهيد با صدور دستور بستن معامله در آن نرخ،سود خود رابر اساس پيش بينی خود تضمين می کنيد و جلوی ضرر احتمالی را می گيريد.با صدور اين دستور معامله خود بخود در حد تعيين شده بسته می شود. Tradable amount: کمترين مقدار پولی که می توان با آن معامله کرد Trade Date: تاريخ معامله-تاريخی که در آن معامله انجام می شود Trading day: روز تجاری-در اصطلاح تجاری به محدوده زمانيی اطلاق می شود که درطی آن بازار سهام مشخصی باز است.برای مثال روزتجاری بازار سهام نيويورک از سال 2006 تاکنون از ساعت 9:30صبح الی چهار بعد از ظهر است.در پايان روز تجاری همه معاملات تا روز تجاری بعد تعطيل میشوند.به غير از تعطيلات آخر هفته موقعيت های خاص ديگری نيز هستند که منجر به کوتاه تر شدن روز تجاری يا تعطيل شدن آن می گردند Trading Range: دامنه معامله-فاصله بين بالاترين و پايين ترين قيمت معامله شده در يک دوره زمانی که در آن نوسانات قيمت صورت می گيرد Trading Volume: حجم معامله-تعداد برگه های سهم،اوراق قرضه يا قراردادهای معامله شده در کل بازار بورس يا برای يک سهام معين Tranche: حصه،سهم،قسمت-بخشی از يک دارايی که در زمان ديگر و احتمالآ با قيمتی ديگر وارد بازار شود Transaction: معامله،دادوستد-خريد يا فروش اوراق بهادار با استفاده از اجراي دستور خريد يا فروش در بازار Transaction Cost: هزينه معامله-هزينه خريد يا فروش اسناد مالي Transaction Date: تاريخ معامله-تاريخی که در آن معامله انجام می شود Transaction Exposure: سود یا ضررحاصل از معاملات ارز و تبادلات ارزی Trend Lines: خط روند-خطی که چندين نقطه اوج يا حضيض رادر يک روند به هم وصل می کند و می توانددر يک روند صعودی به عنوان سطح حمايت و در يک روند نزولی به عنوان سطح مقاومت عمل کند Triple Top: اوج سه گانه-الگويی که در آن نرخ جفت ارزی سه بار به يک قيمت مشخص می رسد ولی نميتواند از آن عبور کند.اوج سه گانه نشان دهنده يک سطح مقاومت مستحکم است Trust bank: بانک تراست-از بانک های ژاپن که همه خدمات بانک های تجاری،بانک های سپرده گذاری و شرکت های تراست را ارائه می دهند Truth in Lending: قانون جامع وام-از قوانين بانک فدرال که بانک های وام دهنده را ملزم می سازد به صورت کتبی شرايط وام مانند درصد بهره سالانه و ساير مواردرا به طور کامل ثبت نمايد Turnover: حجم معاملات-حجم کل معاملات انجام شده در يک بازه زمانی معين two-way market: قيمت های دو طرفه- يکی از مقررات بازار بورس نزدک که بر طبق آن بايد تمام بازارسازان برای سهام هايی که عرضه می کنند هم نرخ فروش و هم نرخ خريد ارائه دهند ومعاملات را بر اساس همان نرخ ها برای مشتريان انجام دهند Two-Way Price: نرخ توامان ارز-نرخ بازار ارز که هم قيمت خريد را در اختيار مشتری می گذارد و هم قيمت فروش را Two-way quotation: نرخ گذاری توامان ارز- هنگامی که يک کارگزار هم نرخ خريد وهم نرخ فروش معاملات تبادل ارز را به طور همزمان اعلام کند. در اين نرخ گذاری عدد سمت چپ نرخ فروش و عدد سمت راست نرخ خريد است Two-Way Quote: نرخ گذاری توامان- از انواع نرخ گذاری که در آن کارگزار هم نرخ خريداوراق بهادار و هم نرخ فروش آنرااعلام می کند.به اين ترتيب معامله گران از نرخ جاری خريد و فروش آگاهی داشته و می توانند هريک از دو معامله خريد يا فروش را که مايلند انجام دهند در اين نوع نرخ گذاری نرخ سمت چپ نرخ فروش و نرخ سمت راست نرخ خريد می باشد مثلآ اگر نرخ گذاری توامان سهامی عبارت باشد از 53.30/52.50 دراين صورت مشتری می تواند سهام مذکور را به قيمت 52.50 بفروشد يا به 53.30 بخرد |
|